بهترین سایت فیلم سریال ایرانی جدید 97

۱۸ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

قسمت یازدهم، فصل سوم شرزاد

دانلود قسمت یازدهم فصل سوم سریال شهرزاد


دانلود قسمت یازدهم فصل سوم سریال شهرزاد


قسمت یازدهم فصل سوم سریال شهرزاد >یکی از مهم‌ترین المان‌های سریال‌ها جدای از بعد فنی و محتوای کلی، تمرکز روی سیرمنطقی قصه است و یکی از مهم‌ترین عناصر رعایت سیرمنطقی، بازنمود کارهای کاراکترها در طول داستان است. در بیان ساده‌تر یعنی هرکاری که کاراکترها انجام می‌دهند‌ (به خصوص کارهای منفی)، آن کار عواقبی خواهد داشت. اتفاقی که در قسمت‌های اخیر شهرزاد خودنمایی می‌کند. برای نمونه می‌توانیم به شخصیت اکرم نگاهی بیاندازیم؛ کسی که با اقداماتش در فصل اول موجب تغییراتی اساسی در سرنوشت کاراکترها شد. اکرم شخصیتی بود که در طول سه فصل سریال مدام او را با انجام کارهای منفی می‌شناختیم. حالا سریال در ادامه روند منطقی‌اش اکرم را در شرایطی قرار داده است که تک تک ثانیه‌های درد کشیدنش، بیننده را به سمت چاپلوسی‌های اعصاب خوردکنش هدایت می‌کند. این سیرمنطقی که در بیشتر روایت سریال دیده می‌شود یکی از دلایل کیفیت قابل توجه سریال شهرزاد در مقایسه با دیگر سریال‌های ایرانی است.

جدیدترین قسمت سریال شهرزاد با اشاره به پایبندی سروان آپرویز به اهدافش آغاز می‌شود. جایی که آپرویز در حالتی کاملا بی‌اعصاب به عمارت دیوان سالار که اولین مظنون دزیده شدن سالار در آنجا زندگی می‌کند می‌رود. اتفاقی که تنها با هدف موضوعی که خود بیننده هم به آن یقین دارد رخ می‌دهد. هدف از نمایش این اتفاق در سریال تنها نشان دادن این بود که آپرویز در رسیدن به هدفش با کسی شوخی ندارد. پرداختن به خانواده‌های دماوندی و سعادت شاید یکی از بی‌فایده‌ترین کارهای سریال تلقی شود اما اگر سیر اتفاقات پرداخت به خانواده‌ها در این قسمت را دنبال کنیم، شاید نتیجه دیگری بگیریم. دنبال کردن این سیرمنطقی اتفاقا ساده است، مرضیه خانم ماجرای چاقو خوردن فرهاد را به پروین خانم می‌گوید و پروین خانم هم طی اتفاقی ماجرا را به شهرزاد فاش می‌کند.

حالا سوالی که مطرح می‌شود این است که وقتی قرار است فرهاد توسط آپرویز فراری داده شود، این حجم از نمایش گریه‌زاری‌های مرضیه خانم و شام خوردن شهرزاد با قباد به خاطر حضور خانواده‌اش چیست؟ البته برای سکانس شام خوردن می‌توان دلایل منطقی دیگری هم پیدا کرد، اما برای نمایش غیرمنطقی خانواده‌ها، خیر. حالا شاید در دیدار خانواده‌ها مرضیه خانم چند کلمه‌ای هم راجع به سرنوشت آدم‌های شریف صحبت کند، اما وقتی سریال بارها به این مسائل در قالب‌های حرفه‌ای‌تری اشاره کرده است، دلیلی برای پرداختن اضافی به خانوادها پیدا نمی‌شود.

قسمت یازدهم از فصل سوم سریال شهرزاد، اپیزود دیالوگ‌محوری بود و با محوریت دیالوگ‌ها به شخصیت‌پردازی هم توجه خاصی داشت. از تبدیل شدن رسمی قباد به عاشق کور و دیوانه‌ای که درگیر عشق یک طرفه‌اش شده است گرفته تا اکرمی که بلاخره نتیجه‌ی چاپلوسی‌هایش را می‌بیند و البته شیرینی که می‌تواند با فرزند نامشروع قباد و اکرم جور شود و این جور شدن احتمالا در آینده کمک زیادی به تغیرات این شخصیت خواهد کرد. سریال اما در این قسمت علاوه بر کاراکتر توجه خاصی هم به دیالوگ‌ها داشت. کافی است سکانس صحبت‌های شهرزاد و قباد را به یاد بیاوریم. جایی که دیالوگ‌ها در کنار لحن، محورهای اصلی آن بودند. سکانسی که قباد با چنگ زدن به خاطرات سعی می‌کرد توجه شهرزاد را جلب کند، شهرزاد با لحنی کاملا رسمی و سنگین جوابش را می‌داد و جلوی هر نزدیک شدنی را می‌گرفت. برای بار دیالوگ‌های سریال می‌توان به صحبت‌های فرهاد و دکتری که از طرفداران دکتر مصدق بود اشاره کرد؛ جایی که فرهاد به دکتر می‌گوید برای رسیدن به آزادی باید تاوان داد و در ادامه خودش به واسطه‌ی ضربه‌ی چاقو از زندان فراری داده می‌شود.

سازندگان شهرزاد حالا توانسته‌اند کاراکترها را به اندازه‌ای از اهمیت برسانند که باخبر شدن شهرزاد از زخمی شدن فرهاد در زندان تاثیری دوطرفه را منتقل می‌کند. سکانس شام اجباری شهرزاد با قباد به دلیل حضور خانواده‌اش نیز از نظر تاثیرگذاری حرف‌های زیادی برای گفتن داشت. این سکانس به واسطه بازی قابل توجه بازیگران، موسیقی پس‌زمینه‌ی مناسب و لحن از سکانس‌های مورد توجه این قسمت بود. قسمتی از رابطه‌ی ایجاد شده میان بیننده و کاراکترها به واسطه انتخاب درست بازیگران است. این یعنی اجرای برخی از بازیگران در نقش حتی ضدقهرمان هم آنقدر خوب از آب درآمده است که زمین خوردن قباد هم می‌تواند برای بیننده تاثیرگذار باشد. یکی از مشکلات قابل توجه سریال شهرزاد نپرداختن به خطوط داستانی مختلف در اپیزودهای مختلف است. در قسمت اخیر نیز هیچ صحبتی از بهبودی‌ها و تیموری به میان نیامد، در صورتی که این خطوط داستانی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین خطوط داستانی سریال محسوب می‌شوند.

مهم‌ترین اتفاق این اپیزود اما فرار فرهاد از زندان بود. بله، آنطور که پیدا است سریال سرمان کلاه گذاشته و فرهاد حاضر شده با آپرویز همکاری کند. چرا که فرهاد اصلا کاراکتری نبود که در مقابل تزریق یک آمپول مشکوک به بدنش مقاومت نکند. اما اجرای نقشه‌ی فراری دادن فرهاد از زندان با اینکه در برخی از نقاط قابل پیش‌بینی شد اما به خوبی توانست کنجکاوی بیننده را برانگیزد. اما فراری دادن فرهاد از زندان و نامه‌ی صابر به آپرویز می‌توانند نقاط شروع اتفاقات پایانی سریال باشند. حالا که شهرزاد در قسمت‌های پایانی‌اش به سر می‌برد، روند اتفاقات را می‌توان مهم‌ترین المان سریال دانست. مهم‌ترین انتظاری که از سریال برای قسمت‌های پایانی می‌رود به طبع تنظیم میزان پرداخت به خطوط زمانی از نظر مهم بودن آن‌ها است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
mytools mytools

فیلم دختر عمو و پسر عمو


دانلود فیلم دختر عمو پسر عمو با لینک مستقیم



 فیلم دختر عمو پسر عمو > انقدر در این سال‌ها کمدی‌های بد دیده‌ایم که دیگر دیدن کمدی‌های بد آزارمان نمی‌دهد. این بدترین وضعیت برای این ژانر مفرح و جذاب است. انقدر کمدی بد و ضعیف دیده‌ایم که دیگر کمدی‌های بد عصبانی‌مان هم نمی‌کند. 

کمدی‌های این سال‌های سینمای ایران اکثراً (به جز یکی دو استثنا) همگی آثاری بد، ضعیف و سخیف هستند. انقدر بد و ضعیف که نمی‌شود نقدشان کرد. کارگردانان سینمای ایران کمدی را بدل به یک پدیده سخیف کرده‌اند. پدیده‌ای مبتذل که نه می‌تواند داستان تعریف کند و نه می‌تواند سرگرم کند. 

گفتن این که کمدی ساختن کار پیچیده و دشواری است دردی را دوا نمی‌کند. کار از توضیح پیچیدگی‌های کمدی سازی گذشته و لازم است بدیهیات را برای سازندگان کمدی‌های این سبکی توضیح دهیم. این که پرتاب میوه به سمت همدیگر خنده‌دار نیست. این که کل‌کل لوس و بی‌نمک یک دختر و پسر نه چندان جوان خنده‌دار نیست. این که این حجم از شعار و حرف‌های مثلاً مهم جذاب نیست، ملال‌آور است. باید این‌ها را توضیح بدهیم. چیزهایی که از شدت وضوح نیازی به توضیح ندارند. اما کار به جایی رسیده که توضیح این مسائل بدیهی واجب شده است. انقدر این ژانر عزیز را به عناصر فیلمفارسی آلوده کرده‌اند که نمی‌شود تفکیکی بین یک فیلمفارسی به روز شده و کمدی قائل شد.

صحبت از چاپلین، هارولد لوید، لورل و هاردی و باستر کیتون نمی‌کنیم. آدم‌های فیلم دختر عمو و پسر عمو به اندازه وردست‌های بامزه فیلمفارسی‌ها هم جذاب نیستند. کار به جایی رسیده که باید نیوشا ضیغمی را در حالی که به مجید صالحی می‌گوید قورباغه روی پرده بزرگ تحمل کنیم. کارگردان و نویسنده این فیلم چه فکری درباره تماشاگران کرده‌اند؟ چرا این ایده به ذهنشان رسیده که تماشاگر به این حجم از بلاهت می‌خندد؟ سرگرمی خوب است. اصلاً سرگرمی در ذات سینما وجود دارد. اما این چیزها اسمش سرگرمی نیست. این صحنه‌های سخیف حتی اگر خنده‌دار هم باشند ارزشی ندارند. بدبختانه این صحنه‌ها خنده‌دار هم نیستند. 

دیدن فیلم‌هایی مثل دختر عمو و پسر عمو کار را به جایی رسانده که به گشت2 بگوییم طنز خوب. این دستاورد سینمای ایران است در ژانر کمدی. نگارنده انقدر کمدی‌های بد در این سال‌ها دیده که مدت‌هاست از تماشای چنین فیلم‌هایی عصبانی نمی‌شود. فیلم‌هایی که پرده بزرگ سینما را حرام می‌کنند. باور کنید در یک ساز و کار درست و اصولی فیلمی مثل دختر عمو و پسر عمو حتی نمی‌توانست بودجه‌ لازم برای تولید یک تله‌فیلم را به دست بیاورد، چه برسد به این‌که تولید سینمایی داشته باشد و روی پرده بزرگ نمایش داده شود. 

برای اثبات بد بودن چنین فیلمی لازم است به خود فیلم بپردازیم؟ فیلمی که از همان نمای ابتدایی معلوم است چه پدیده‌ای بد و سطح پایینی است. از آن فیلم‌هایی است که از ابتدا تا انتهایش غلط است. ایده‌اش انقدر کهنه و از مد افتاده است که باید قبل از نگارش بایگانی می‌شد. شوخی‌هایش چنان لوس و بی‌مزه است که بیشتر باعث خمیازه می‌شود تا خنده. بازی‌هایش چنان گل‌درشت است که تماشاگر را به تمسخر وا می‌دارد. مثل غذای بدی است که آشپز بدی آن را پخته است. پخت چنین غذایی ایراد ندارد، به شرطی که فقط خود آشپز و دوستانش (در این‌جا عوامل فیلم) آن غذا را بخورند. منتها اشکال کار این آشپزهای ناآشنا به اصول اولیه آشپزی این است که دوست دارند این غذا را برای همه مردم ایران سرو کنند. نتیجه تکرار چنین وضعیتی مشخص است. این غذاهای بد انقدر مزاج (سلیقه) تماشاگر ایرانی را به هم ریخته‌اند که تماشاگر نمی‌تواند غذای خوب را از بد تشخیص دهد. 

سوال اصلی اما چیز دیگری است. چرا به این وضعیت رسیدیم؟ علت چنین وضعیتی کمبود شادی در جامعه ایران است. مردم ما در طول زندگی روزمره کمتر شاد می‌شوند. انقدر گرفتاری و مشکلات دارند که فرصتی برای شادمانی ندارند. بنابراین هر چیزی که برای چند ساعت آن‌ها را از جهان اطرافشان فارغ کند را دوست می‌دارند. حالا اگر این چیز (منظور همان فیلم است) رقص و آواز و بزن و بکوبی هم داشت چه بهتر. 

فرمول ساخت چنین فیلم‌هایی که مدت‌هاست مشخص است. یک بازیگر مرد کمدی که کارش را از تلویزیون شروع کرده با یک بازیگر زن نسبتاً خوش چهره، چند شخصیت (تیپ) فرعی که کنار این بازیگران قرار می‌گیرند، یک خط داستانی مستعمل با مایه‌های عشقی و پایانی خوش و باسمه‌ای. محصول آماده است. یک کمدی سخیف ساخته و روانه اکران می‌شود. الگویی مشخص وجود دارد و سازندگان سری دوزی‌های خود را بر مبنای آن الگو انجام می‌دهند. نتیجه؟ فجایعی مثل دختر عمو و پسر عمو که مهم‌ترین پیامش این است: عاشق هم بمانید. هم اینقدر ساده و سطحی. 

باید از سازندگان چنین فیلم‌هایی پرسید تعریف شما از کمدی چیست؟ مگر چاپلین و لوید و باستر کیتون هم کمدی ساز نیستند. مگر اجاره‌نشین‌ها فیلم کمدی نیست. اگر آن‌ها کمدی هستند پس کاری که شما بنام کمدی عرضه می‌کنید چیست؟ به نظر می‌رسد دیگر بحث بر سر مصادیق فایده ندارد. با دوستان باید سر مفاهیم و تلقی آن‌ها از کمدی بحث کنیم. اگر تلقی دوستان از کمدی همین چیزهایی است که روی پرده می‌بینیم که بحثی نمی‌ماند. فقط باید عاجزانه از آن‌ها خواهش کنیم دیگر کمدی نسازند. اما اگر تعریف دیگری از کمدی دارند بهتر است بیان کنند تا مخالفان هم از اشتباه در بیایند. 

سرگرمی واژه‌ای کلی و فراخ است. سرگرمی خوب است. اما وقتی از سرگرمی حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟ سرگرمی چگونه به وجود می‌آید؟ چه عناصری سرگرمی خوب می‌سازند؟ سرگرمی سازی یکی از پیچیده‌ترین کارهایی است که یک کارگردان می‌تواند انجام دهد. ساختن فیلم‌‎های سرگرم کننده‌ای که ساختار درستی هم داشته باشند سخت‌ترین کار دنیا است. احتیاج به حوصله دارد، به فیلم‌نامه‌ای دقیق و پرجزئیات و تولیدی حرفه‌ای. نه مثل دختر عمو و پسر عمو که فقر از سر و رویش می‌بارد. مشخص است که یک عده دور هم جمع شده‌اند و با کمترین حوصله و خرج فیلمی ساخته‌اند که سریع اکران شود و تهیه کننده را به سود برساند. کمترین سلیقه را در فیلم به کار برده‌اند. کمترین دقت را هنگام ساخت داشته‌اند. هر کس ساز خودش را زده. مسئله کیفیت فیلم نبوده، اکران سریع بوده. فیلم باید سریع اکران شود و بفروشد تا شاید سود داشته باشد. این وسط چیزی که اصلاً مهم نیست ذائقه تماشاگر است که هر روز دارد بدتر و بدتر می‌شود.  


از اجاره نشین‌ها رسیده‌ایم به دختر عمو و پسر عمو. باید برای ژانر کمدی فاتحه بگیریم و به حالش گریه کنیم. چنان بلایی سر این ژانر عزیز و دوست داشتنی آورده‌اند که حتی آزار هم نمی‌دهد. این موضوع فاجعه است. فاجعه‌ای که تا مدت‌ها گریبان سینمای ایران را رها نخواهد کرد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
mytools mytools

دانلود قسمت هفتم سریال گلشیفته


دانلود قسمت هفتم سریال گلشیفته



قسمت هفتم سریال گلشیفته > قسمت هفتم مجموعه «گلشیفته» با یک هفته تأخیر در حالی توزیع شد که در قسمت قبلی شاهد کامل شدن پازل روایتی این مجموعه و پیوند خوردن همه کاراکترها و روابطشان بودیم. درنتیجه پیش‌بینی می‌شد که در قسمت هفتم، بالاخره موتور قصه‌گویی «گلشیفته» روشن شود و بتوان منطقی‌تر آن را بررسی و تحلیل کرد.
به نظر می‌رسد پاشنه آشیل «گلشیفته» ساختار روایتی آن است. اینکه هنوز و بعد از هفت قسمت، پی‌رنگ داستان «گلشیفته» در میان هیاهوی شخصیت‌های متفاوت و هیجان داستان گم می‌شود یا حداقل چندان به چشم نمی‌آید بزرگ‌ترین مورد قابل انتقاد «گلشیفته» است؛ که البته به نظر قسمت به قسمت بهتر می‌گردد؛ در این میان بن‌مایه حمایت از حقوق زنان و قرار دادن چند زن مختلف در جایگاه‌های اجتماعی مختلف با درگیری‌ها و موانع مشابه همچنان نقطه قابل‌توجه «گلشیفته» است. موضوعی که حساسیت آن و مطرح‌شدنش برای اولین بار در چنین مدیومی، دقت و نکته‌بینی خاصی می‌سنجد که هم مخاطب همراه شود و هم خواب دلواپسان به هم نخورد و شاید فقط این موضوع را بتوان دلیل پیشرفت روایت «گلشیفته»

از سوی دیگر تلاش «گلشیفته» برای خنداندن مخاطبش اگرچه در لحظات نابی همراه با کنایه‌های درست و به‌جای سیاسی و اجتماعی روز که به لطف فیلم‌برداری هم‌زمان خیلی هم به‌روز هستند، همراه با طنازی‌های همیشگی امیرمهدی ژوله و هومن سیدی که حضور کمرنگ‌تری دارد است؛ اما هنوز جا دارد تا با افزایش آن‌ها به یک مجموعه کمدی ناب تبدیل شود. از طرف دیگر بازی همیشه روان مهدی هاشمی و واکنش‌های سیامک انصاری یا بهتر است بگوییم عدم واکنش‌های آشکارش در لحظات کمدی در کنار صورت خشک و بی‌احساسش و بازی که با چشمانش انجام می‌دهد و مخاطب را به عمق فلاکت موقعیت خود می‌برد، در کنار سایر تیم پرستاره «گلشیفته» می‌تواند همچنان مخاطبان را در انتظار تکرار لحظات کمدی خوب و قابل‌توجه که تاکنون دیده‌ایم نگه دارد.

در این میان بن‌مایه حمایت از حقوق زنان و قرار دادن چند زن مختلف در جایگاه‌های اجتماعی مختلف با درگیری‌ها و موانع مشابه همچنان نقطه قابل‌توجه «گلشیفته» است. موضوعی که حساسیت آن و مطرح‌شدنش برای اولین بار در چنین مدیومی، دقت و نکته‌بینی خاصی می‌سنجد که هم مخاطب همراه شود و هم خواب دلواپسان به هم نخورد و شاید فقط این موضوع را بتوان دلیل پیشرفت روایت «گلشیفته» دانست.
بهروز شعیبی که هم در سریال سازی و هم در سینما توانایی‌هایش را ثابت کرده است، تاکنون روی صندلی کارگردانی «گلشیفته» هنوز درخشان ظاهرنشده است و باور اینکه «گلشیفته» و جذابیت‌هایش در همین‌جا ختم شود کمی مشکل به نظر می‌رسد و بی‌شک باید منتظر سورپرایزهای ویژه در آستانه پخش قسمت هشتم باشیم، شعیبی سعی و صدالبته توانایی این را دارد تا بتواند سطح «گلشیفته» را چندین مرتبه ارتقا دهد و از ثبت یک کار سفارشی و صرفاً بازاری در کارنامه کاری‌اش که تاکنون با دقت چینش شده است جلوگیری کند.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
mytools mytools

دانلود فیلم عزیز میلیون دلاری

دانلود فیلم عزیز میلیون دلاری

دانلود فیلم عزیز میلیون دلاری

بازیگران فیلم عزیز میلیون دلاری :

رضا شفیعی جم – علی صادقی – ابراهیم کریمی – امیر غفارمنش – آرام یوسفی نیا – شمیلا تابش – بابک کرباسیون – مرتضی ریحانی – زهره مولوی – افسانه ناصری – محمدحسین هادیان – هوشنگ حریرچیان

خلاصه داستان عزیز میلیون دلاری :
فیلمی که به تازگی منتشر شده و با حضور بهترین بازیگر مشهور برای طنز علی صادقی.داستان فیلم در مورد ثروتمندترین مرد دنیا که پدربزرگ علی صادقی در فیلم میشود اردشیر مشکین پولدارترین مرد دنیاست او این همه ثروت را برای نوه ی خود که گم شده میخواهد بگذارد اما او پیدایش نیس و او همه جا را به دنبال او میگردد تا پیدایش کند.این موضوع باعث میشود که زندگی او و اطرافیانش تغییراتی بکند و نتوانند راحت زندگی کنند….پیشنهاد میکنم حتما این فیلم جالب و طنز را ببینید…
درباره فیلم عزیز میلیون دلاری :
نوع : سینمایی | ساخت : ایران | موضوع : کمدی | نویسنده و کارگردان : امید نیاز | تهیه کننده : محمد فضیله | سال تولید : 1396 | سال انتشار : 1397 | مدت زمان : 90 دقیقه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
mytools mytools

دانلود قسمت اول فصل دوم 2 سریال ساخت ایران

دانلود قسمت اول فصل دوم 2 سریال ساخت ایران

دانلود قسمت اول فصل دوم سریال ساخت ایران

قسمت اول فصل دوم 2 سریال ساخت ایران > گزارش آی‌فیلم به نقل ازخبرآنلاین، ساخت سریال «ساخت ایران ۲» به کارگردانی برزو نیک‌نژاد قرار است به زودی آغاز شود و نیک‌نژاد، درباره کلید خوردن سریال «ساخت ایران‌۲» که برای شبکه نمایش خانگی قرار است ساخته شود و در خبرها آمده که در کشور چین نیز کلید خواهد خورد، گفت: «من هم مثل شما شنیدم و اطلاعاتم فعلا تا همین اندازه است. اما آخر هفته جاری قرار است با تهیه‌کنندگان این پروژه جلسه‌ای داشته باشیم تا صحبت‌های نهایی انجام شود و آن موقع می‌توانم اخبار دقیق‌تری در اختیارتان بگذارم

کارگردان فیلم سینمایی «زاپاس» درباره حضور محمدرضا گلزار و امین حیایی و تغییر ترکیب بازیگران نیز توضیح داد: «تغییر در ترکیب بازیگران که حتما انجام می‌شود اما الان اگر بخواهم درباره جزئیات هر چیزی بگویم پراکنده است، چون هیچ یک از این موارد به قطعیت نرسیده است«

نیک‌نژاد که پیش از این سری دوم سریال «دردسرهای عظیم» را برای تلویزیون کارگردانی کرده بود، درباره ساخت سری جدید از یک سریال یا فیلم سینمایی گفت: «اگر کار فارغ از اینکه سینمایی است یا سریال، شخصیت دوست‌داشتنی داشته باشد به نظرم جواب می‌دهد. در دنیای سینما، مثلا تنها قصه خوب، دلیل ساخت ادامه آن نمی‌شود؛ مگر اینکه به کاراکتر جذاب و خوبی برسیم. اگر به همه کارهایی که سری ۲ یا ۳ یا ۴ آنها ساخته شده است، نگاه کنیم، می‌بینیم که بر اساس شخصیت بوده‌اند. در این میان هم اگر شخصیت‌های قصه آن کار جذاب باشند، می‌شود کار را با قصه جدیدی که طراحی می‌شود، ادامه داد. آن موقع سری اول یا دوم هر کاری وام‌دار قصه قبلی نیست. در واقع وام‌دار شخصیت‌های قبلی است


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
mytools mytools

دانلود قسمت ششم سریال گلشیفته

دانلود قسمت ششم سریال گلشیفته

دانلود قسمت ششم سریال گلشیفته

قسمت ششم سریال گلشیفته 

سریال تازه بهروز شعیبی یک عقب گرد آشکار برای او محسوب می شود. « گلشیفته » از لحظه آغاز با معرفی شخصیت های کاملاً تک بعدی و مشابه کاریکاتورهای مجلات طنز، سعی در مطرح نمودن موضوعات گوناگون اجتماعی دارد. تضاد اصلی سریال نیز در همین نقطه قرار می گیرد یعنی جایی که فیلمساز دغدغه اجتماعی دارد و قصد دارد به آنچه که در جامعه پیرامونش می بیند تلنگری زده و آن معضلات را در قالبی طنز به تصویر بکشد. اما شخصیت هایی که خلق کرده چنان ضعیف و لوده هستند که حتی نمی توان آنان را در کمدی های مبتذل شبکه نمایش خانگی نیز تحمل نمود.

شخصیت پدر با بازی بسیار ضعیف مهدی هاشمی، یکی از این نقش هاست که به دلیل ضعف شخصیت پردازی بطور کامل استعدادهای این بازیگر توانا را از بین برده و او را تبدیل به شخصیت مضحکی کرده که در قامت همان تعریف قدیمی و منسوخ شده " فرد شهرستانی " می گنجاند. شخصیتی که گیج و منگ است و دیالوگ نویسی هایی که برای او انجام شده نشان می دهد که نویسنده اثر هنوز نتوانسته به درک درستی از فضای طنز برسد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
mytools mytools

دانلود فصل دوم سریال ساخت ایران

دانلود فصل دوم سریال ساخت ایران ۲

در چه مرحله ای است؟ آن طور که در خبرها آمده، قرار است سریال بهمن در کشور چین کلید بخورد.کی می آید؟ این یکی را فعلا اصلا نمی شود پیش بینی کرد. قرار است بخش هایی از آن خارج از ایران ضبط شود و طبیعتا مشکلات خاص خودش را دارد.کیا بازی می کنند؟ از بین بازیگران فصل اول، نیک نژاد فعلا محمدرضا گلزار و امین حیایی، یعنی همان زوج اصلی را انتخاب کرده و غیر از آن ها روی محسن کیایی هم دست گذاشته.
چقدر هیجان انگیز است؟ ساخت ایران در فصل اول، سریال جذابی نبود. محمدرضا گلزار خیلی دیر به سریال اضافه شد و از آن جایی که ترکیب بازیگران و نقش ها مشخص شده بود، نقش بلندی برای او وجود نداشت. برای همین هم از نویسنده ها خواستند نقش کوتاهی را که گلزار قرار است بازی کند، طولانی تر و مهم تر نشان دهند. نویسنده اصلی مخالفت کرد و نویسنده جدید هم نتوانست با این تغییرات، کار درستی تحویل دهد. با همه این اوصاف اما سریال به خاطر زوج گلزار و حیایی، دیده شد. 
حالا اما وضعیت فرق دارد. نیک نژاد از همین اول می داند دو کاراکتر اصلی دارد و باید قصه را با این دو تا جلو ببرد و این اتفاق معقول تر است. بعید است یک کار کمدی با گلزار و حیایی و محسن کیایی، جذاب نباشد.از چی باید بترسیم؟ فصل اول ساخت ایران به خاطر اعمال سلیقه های غیرتخصصی، وارد شدن ناگهانی یک سوپراستار، آسیب دید حالا معلوم نیست از این جور اعمال سلیقه ها در فصل دوم هم وجود داشته باشد یا نه.دانلود فصل 2 سریال ساخت ایران
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
mytools mytools

دانلود قسمت دهم فصل سوم سریال شهرزاد

دانلود قسمت دهم فصل سوم سریال شهرزاد

دانلود قسمت دهم فصل سوم سریال شهرزاد

 قسمت دهم فصل سوم سریال شهرزاد > در طول دو فصلی که از آن پخش شده و فصل نهایی‌اش که هم‌اکنون در حال پخش است همواره سعی کرده خود را از کلیشه‌های روایی و فنی سینمای ایران دور نگه دارد. سازندگان شهرزاد به وضوح تلاش کرده‌اند تا در تک تک المان‌های این سریال با هوشمندی دست به تغییرات مختلفی بزنند؛ تغییراتی که اتفاقا برای شهرزاد جواب داده است و احتمالا چه در سریال سازی و چه در سینمای ایران هم تاثیرگذار باشند. این سریال مدام سعی می‌کند در متن داستان بیننده را در راستای چالش‌های شخصیت‌ها قرار دهد و با شگردهای روایی مختلف بیش از پیش بیننده را  جذب خود کند. البته این که از عبارت شگرد استفاده می‌کنم به دلیل بار منفی کاری که سازندگان می‌کنند نیست، بلکه سازندگان سریال با استفاده از شگرد‌های حرفه‌‌ای‌ به هرچه قوی‌تر شدن رابطه‌ای که میان بیینده و سریال برقرار است کمک می‌کنند. سازندگان شهرزاد در طی قسمت‌های پخش شده از آن تعامل با مخاطب‌شان را به مرحله‌ای رسانده‌اند که حالا مخاطب خسته از کلیشه‌ی سینمای ایران، برای کامل شدن لذتش از این سریال، تنها یک پایان‌بندی واقع‌گرایانه و به دور از کلیشه‌هایی داستانی رایج می‌خواهد. این نکات را ذکر کردم که بگویم سریال شهرزاد در قسمت‌های پایانی‌اش همچنان بر اصول و روش‌هایی که از طریق آن‌ها به این مرحله رسیده است، پافشاری می‌کند.

سریال شهرزاد در قسمت‌های پایانی‌اش همچنان بر اصول و روش‌هایی که از طریق آن‌ها به این مرحله رسیده است، پافشاری می‌کند
قسمت دهم از فصل سوم سریال شهرزاد در راستای پرداختن به دنباله‌ی آخرین سکانس قسمت نهم آغاز می‌شود. جایی که شهرزاد با عصبانیتی کم نظیر به سراغ اکرم می‌رود. در همین ابتدای اپیزود با آغاز تند و سریعی مواجه هستیم که تلاش زیادی برای تاثیرگذاری می‌کند. در این سکانس هرچه بازیگرها با فرو رفتن در نقش‌شان تلاش می‌کنند که مخاطب را تحت تاثیر قرار بدهند، حرکت‌های اشتباه دوربین باعث می‌شود دست مخاطب از ارتباط با سکانس کوتاه شود. در ابتدای اپیزود سیر رخ دادن وقایع با سرعت اتفاق می‌افتد. پس از سکانس شهرزاد و اکرم، قصه مستقیم سراغ شیرین و صابر می‌رود. شیرین و صابری که در حال تمرین تیراندازی برای کشتن قباد هستند. این سکانس کوتاه اگرچه در نگاه اول شبیه به آموزش رانندگی فرهاد به شهرزاد است اما نشان از نزدیک شدن داستان سریال به اقدامات احتمالی شیرین و صابر علیه قباد دیوان‌سالار دارد.

حضور شهرزاد در عمارت غم زده و غبار گرفته‌ی دیوان سالار قطعی شد. البته در این اپیزود فهمیدیم که دلیل رانندگی یادگرفتن شهرزاد تنها مختص یک سکانس به‌خصوص نیست، بلکه این موضوع به طول داستان مربوط است و قرار است در لایه‌های روایت سریال آن را مشاهده کنیم. مهم‌ترین نکته‌ی حضور شهرزاد در عمارت و دیدار او با قباد، روند تکمیلی شخصیت پردازی قباد است. آنطور که پیدا است شخصیت قباد با حضور شهرزاد در عمارت قرار نیست در مسیر درستی حرکت کند، بلکه قرار است با فرو رفتن هرچه بیشتر در منجلاب اشتباهاتش، خودش را به نابودی بکشاند. سازندگان در شخصیت‌پردازی قباد آنقدر او را درگیر عشق یک‌طرفه‌اش به شهرزاد کرده‌اند که این کاراکتر با پیش گرفتن یک مسیر منطقی در جنبه‌های مختلف شخصیتی، در مسیر نابود کردن خود مدام در حال پیشرفت است. رابطه‌ بین قباد و شهرزاد به طور واضحی یادآور رابطه‌ی شاپور بهبودی و همسرش است. یعنی زنی که به زور و جبرزمانه مجبور است با شخصی که نمی‌خواهد زندگی کند. البته زندگی قباد و شهرزاد به احتمال بالا مانند شاپور و همسرش نخواهد بود و در ادامه با تغییرات جدی‌تری مواجه خواهد بود.

یکی از اتفاقات بسیار مثبت سریال شهرزاد، حضور سروان آپرویز با بازی امیر جعفری در داستان است
یکی از اتفاقات بسیار مثبت سریال شهرزاد، حضور سروان آپرویز با بازی امیر جعفری در داستان است. آپرویز نه تنها یک کاراکتر منحصر به فرد از نظر رفتار و گفتار محسوب می‌شود، بلکه اجرای امیر جعفری در این نقش بدون شک در سینمای ایران باقی خواهد ماند. امیر جعفری این نقش را بی‌پرده اجرا می‌کند. پیش از این اپیزود در سکانس‌های مختلف به خصوص اتاق بازجویی شاهد هنرنمایی کم‌نظیر امیر جعفری در نقش سروان آپرویز بودیم. اصلا اغراق نیست اگر بگوییم سکانس‌های بازجویی که با تم یک فیلم یا سریال ایرانی متناسب باشد، به واسطه‌ی‌ اجرای امیر جعفری در سریال شهرزاد به مرحله‌ی تازه‌ای ورود کرده‌اند. جایی که یک پلیس کله خراب در مقابل اقشار مختلف جامعه قرار می‌گیرد و با هرکدام از آن‌ها منحصر به فردتر از برخورد قبلی‌اش، برخورد می‌کند.

در این اپیزود شاهد یکی از همین سکانس‌های بازجویی منحصر به فرد آپرویز که حالا به امضای این کاراکتر تبدیل شده‌اند بودیم. سکانسی که آپرویز را در مقابل متفاوت‌ترین متهمش قرار می‌دهد. در قسمت دهم از فصل سوم سریال شهرزاد شاهد ملاقات سروان آپرویز با فرهاد دماوندی بودیم. جایی که آپرویز با اجرای دو نقش متفاوت سعی بر نزدیک شدن به فرهاد را دارد. جایی که با استفاده از ادبیاتش نکات مهمی از شخصیت فرهاد را به مخاطب سریال گوشزد می‌کند. البته شخصیت فرهاد و آپرویز آنقدر با هم متفاوت هستند که خوشبختانه فرهاد در برخورد اول زیر بار وعده و وعید‌های آپرویز نرفت و نقشه‌اش را قبول نکرد. طبق روند سریال در پرداخت به تلاش آپرویز برای هم پیمان شدن با فرهاد، احتمال اینکه به زودی فرهاد تسلیم او شود هم وجود دارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
mytools mytools

دانلود فصل سوم سریال شهرزاد

دانلود فصل سوم سریال شهرزاد

فصل سوم سریال شهرزاد نوعی منحصر به فردترین قسمت این سریال محسوب می‌شود. قسمتی که از لحاظ محتوا غنی است و در روایت با پیچش‌های داستانی پی در پی، آدرنالین بیننده را به سقف می‌چسباند. قسمتی که شهرزاد را از لحاظ کیفی به اوج می‌رساند و تقریبا در تمام خرده‌داستان‌هایی که به نمایش می‌گذارد، بهترین پرداخت ممکن را به مخاطب تحویل می‌دهد. سریال در ابتدا برایمان روشن می‌کند که تلاقی مسیر دو خط داستانی «فرهاد» و «شیرین-صابر» کاملا اتفاقی بوده و خبری از شم کارآگاهی ماوراالطبیعی سروان آپرویز نیست. سریال در همین ابتدا نشان می‌دهد که داستان بیش از پیش پیچیده شده است و می‌توان امیدوار بود که سریال شهرزاد قرار است از شر کلیشه‌های روایی سریال‌های ایرانی در پایان‌بندی رها باشد. پس از گفت گوی آپرویز و الیاس مستقیم به سراغ فرهاد، صابر و شیرین می‌رویم؛ جایی که این سه خیلی زود و پس از یک مکالمه ساده با یکدیگر هم‌پیمان می‌شوند و قرار می‌شود با هم‌فکری به سراغ دشمنان مشترک‌شان بروند. هم پیمان شدن این سه شخصیت حداقل می‌توانست از نظر دیالوگ‌نویسی کمی پیچیده‌تر و بهتر باشد.

 

در ادامه سریال سراغ پرداخت به خانواده سعادت می‌رود. خانواده‌ای که شاید پرداختن به‌ آن غیرمنطقی باشد اما در این اپیزود پرداخت به این خانواده موجب پایان یافتن نسبی خط داستانی هوشنگ بود. اتفاقی که به دلیل پیشینه این شخصیت نه‌تنها منطقی است، بلکه بن‌مایه‌ای اخلاقی هم دارد. با اینکه نحوه خودکشی کردن هوشنگ در نوع خود جالب توجه است و به مفاهیم اخلاقی مانند نتیجه‌ی خیانت به کشور و خانواده هم اشاره دارد اما شیوه‌های بهتری هم برای پرداختن به این اتفاق وجود دارد. ساده‌ترین نمونه این است که قباد یا نصرت هوشنگِ مهره سوخته را از بازی حذف کنند. البته نکته‌ای که در رابطه با حذف این کاراکتر وجود دارد، یکی این است که هوشنگ به واسطه گذشته ذلت‌بارش به مرز جنون رسید و همین جنون او را به کام مرگ کشاند. نکته بعد این که کاراکتر هوشنگ با تمام اعمالی که انجام داده بود، از دنیا پاک نشد، بلکه به نحوی پایش در دنیا بند ماند. نکته‌ی مهم و آخر هم اینکه این حذف کاراکتر هوشنگ می‌تواند نشانه‌ای بر این باشد که سازندگان حواس‌شان به پایان سریال است و کم‌کم دست به کار شده‌اند تا نقشه‌هایشان را برای پایان‌بندی سریال شهرزاد پیاده کنند.

 

سریال شهرزاد دقیقا پس از ماجرای خودکشی‌شدن هوشنگ، وارد جنایی‌ترین تم خود شد. جایی که آپرویز برای فرهاد نقشه می‌چیند و فرهاد به واسطه همان نقشه به حساب سرهنگ تیموری می‌رسد. سکانسی که به کمک فلش بک‌های ذهن آپرویز درباره وقایع پیشین، توانست ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند و بیننده را به خوبی در متن ماجرا قرار دهد. جایی که فرهاد و صابر با یک نقشه حساب شده و کلاسیکِ بزن بهادری سرهنگ تیموری را می‌دزدند و یکی از بهترین نمایش‌های ممکن را برای بازجویی‌اش اجرا می‌کنند. ماجرایی که به رویارویی نماد آزادی‌خواهی (فرهاد) و نماد فساد (سرهنگ تیموری) منجر می‌شود و در متنش فرهاد بازجویی از بی‌گناهان را کاری حقیرانه می‌داند و در اقدامی کاملا نمادین، نامه اعمال شرارت‌بار تیموری را روی درجاتش سنجاق می‌کند. در انتها نیز غیرقابل پیش‌بینی‌ترین فرضیه برای مرگ تیموری به حقیقت تبدیل می‌شود و او به دست سرهنگ آپرویز به قتل می‌رسد. قتلی که باز هم به واسطه بازی بی‌نقص امیر جعفری و البته مصطفی زمانی و امیرحسین فتحی به یکی از سکانس‌های منحصربه‌فرد شهرزاد تبدیل شده است.

 

همین بسنده نمی‌کند و در یک پیچش دیگر، اکرم تصمیم می‌گیرد به شهربانی برود و برای نجات فرزندش همه چیز را لو بدهد تا کار برای آپرویزی که در دوران شانسش بود، در یکی از سخت‌ترین حالات ممکن قرار بگیرد. در سکانس اعترافات اکرم مانند سکانس بیمارستان شاهد فلش بک‌هایی به گذشته بودیم. البته هرچه فلش بک گذشته آپرویز در روند شکل‌گیری ارتباط مخاطب و سریال موثر بود، دیگر فلش‌بک های اپیزود غیر ضروری بودند. چرا که سریال باید به مخاطبش فضای فکر کردن بدهد و باعث شود مخاطب با فکر کردن روی مفاهیم سریال با آن ارتباط برقرار کند و استفاده بیش از اندازه از المان‌هایی مانند فلش‌بک جلوی این امر را می‌گیرد.

 

قسمت سیزدهم از فصل سوم سریال شهرزاد با پرداخت به خرده داستان‌ها، حذف درست شخصیت‌ها و روایت محکم، تبدیل به یکی از بهترین اپیزودهای این سریال شد. این اپیزود با این که از مشکلاتی هم رنج می‌برد اما به خوبی مخاطب را درگیر می‌‌کند و با پایان‌بندی خود به مخاطب هفت روز وقت می‌دهد تا برای چند اپیزود باقی‌مانده‌ی سریال، فرضیه‌پردازی کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
mytools mytools

دانلود قسمت پنجم سریال گلشیفته



دانلود قسمت پنجم سریال گلشیفته

دانلود قسمت 5 سریال گلشیفته بالاخره بعد از پنج قسمت، روایت اصلی «گلشیفته» شروع شد و گویی قصه روی غلتک افتاد. همان‌طور که هفته قبل گفتیم همه جذابیت‌های مجموعه نمایش خانگی «گلشیفته» در کنار روایتی که ناقص به نظر می‌رسید و کاراکترهایی که سرگردان و آواره بودند و نقششان در روایت اصلی معلوم نبود، چنان جلوه‌ای نداشت و این نواقص کمی کلیت مجموعه را آزاردهنده کرده بود؛ اما خب، انگار ما زود قضاوت کردیم، چراکه باعرضه و پخش قسمت پنجم، تمام انتقاداتی که به «گلشیفته» وارد کرده بودیم پاسخ داده شد که مهم‌ترین آن‌ها هم پیوند خوردن خرده روایت‌ها به روایت اصلی و شروع قصه به معنای کامل بود. «گلشیفته» تا همین‌جا هم به‌روشنی مشخص کرده است که موضعش چیست و پیام اصلی‌اش حقوق زنان است، این رویکرد هرچقدر در قسمت‌های اولیه محتاطانه و دوراندیشانه به نظر می‌رسید با پیشروی داستان لحن رک‌تر و سرراست‌تری به خود می‌گیرد و حالا با اضافه شدن سعیده به گروه بانوان ساکن خانه راحله، کلیت پیام شعیبی آشکار و واضح خود را نشان می‌دهد. این پررنگ‌تر شدن نقش سعیده با بازی بهاره کیان افشار، چالشی است که هم می‌تواند به ضرر مجموعه تمام شود و هم برگ برنده آن باشد که در قسمت پنجم خوشبختانه مورد دوم اتفاق افتاد.

شخصیت‌هایی چون مرضیه با بازی نسیم ادبی و وحید با بازی امیرمهدی ژوله که بسیار در بطن روایت نشسته‌اند و طنازی‌های مخصوص خودشان رادارند و گرچه در مرکز اتفاقات «گلشیفته» هستند اما کاراکترهایی هستند که آن‌قدر خوب پرداخت‌شده‌اند که بیننده حضور اندکشان را مغتنم می‌شمرد و ارتباط خوبی با آن‌ها برقرار می‌کند. این شخصیت‌پردازی دقیق و واقع‌گرایانه در مورد شخصیت‌هایی که نقش کمتر و فرعی‌تری هم دارند صدق می‌کند، مخصوصاً نامزد وحید و خانواده‌اش که یکی دیگر از نقاط جذاب قسمت پنجم را رقم زدند.
درنهایت، قسمت پنجم مجموعه «گل شیفته» با شروع تبادل آتش میان راحله و فؤاد پایان یافت. جنگ میان این دو، دیگر به نجواها و درگوشی‌های اتاق‌خواب خاتمه نمی‌یابد و فضایی عمومی‌تر به خود گرفته است. فؤاد و راحله، هرکدام با در اختیار گرفتن یک تریبون جمعی‌تر سعی در پیشبرد خواسته‌هایشان رادارند و به نظر می‌رسد که این قائله میان زوج اصلی به این زودی‌ها ختم به خیر نمی‌شود. آتش‌بس و پایان این جنگ مسلماً نقطه عطفی در روایت «گلشیفته» خواهد بود، چراکه دعوای میان راحله و فؤاد، بازتاب جنگ هرروزه زنان و جامعه‌شان است و پایان قصه شعیبی می‌تواند نمادی از پایان این راهی باشد که زنان در نیمه‌اش هستند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
mytools mytools